تبليغاتX
شهر عشق
شهر عشق



ترانه غم

چند صباحیست هنگام غروب، دلم می گیرد و من در هوای گرفته غروب به آینده نه چندان دور خویش می اندیشم. مرگ اولین مقوله ای است که انسان را به فکر فرو می برد. که آیا مرگ ترسناک است؟ هر روز غروب خورشید می میرد و دوباره وقت سحر زنده می گردد. همینطور یک درخت پاییز می میرد و بهار زنده می شود. شاید هم یک انسان پس از مرگش سالهای سال در خاطره ها و دلها باقی بماند و فراموش نشود و نمیرد. و من می دانم روزی فراموش خواهم شد، و دیگر کسی نوشته هایم را نخواهد خواند، و صدایم به گوش هیچ کس نخواهد رسید و دیگر قلمم مرگ و فراموشی را تفسیر نخواهد کرد. من فراموش می شوم و دیگر کسی صدای باز شدن پنجره چوبی اطاقم را نخواهد شنید و برای دیگران نیز نخواهد گفت. من می روم و فراموش می شوم و فراموشی مانند هیولایی مرا در خود می بلعد. آری! فراموشی بسیار ترسناک است حتی از خود مرگ. و من هر غروب کلامی از فراموشی خواهم نوشت تا شاید بدینسان بتوانم فراموشی خویش را در خویش فراموش کنم تا شاید فراموش نشوم. 

فراموش شده ای بی گناه...

آری ،تنهایی غم انگیز ترین واژه ایست که لحظه به لحظه عمرم را با او سپری کرده ام.

 در تمام شب، چراغی نیست و ماه در وسعت بی انتهای آسمان خویش تنهاست و قلب من نیز چون شبهای بی ستاره تنهاترین  تنهاست.

 در این شبهای غم انگیز تنهایی و بی قراری که با ماه این مونس و ناظر شب زنده داریهای خویش، نجوا دارم، کجاست آن اهل دلی که شبی را با دل سوخته ما به صبح رساند و بزم و شادی را به یکباره با تمام حلاوت و شیرینی به وجودم سرازیر کند،تا آسمان خزان زده نفسهایم را به دشتی از شقایقهای همیشه بهار گره بزند.

و من همچنان در انتظار ملکه سرزمین دل، تا مرا همراه خود به فراسوی ماه به بزم ستاره گان ببرد تا کویر دلم را نوید طراوت و سرسبزی دهد.

اما باز دلم تنهاست و دوست دارم برایش بنویسم ، چون پر از دردم ،پر از رنج و نامردیهای زمانه ،پر از دغدغه های روزگار.

می نویسم که چگونه در تنهایی هایم به اشکهای همیشه همراهم به این لشکر زلال و زیبا که از ضمیری پاک متولد می شوند تا یاوران لحظات رنج و تنهایی من باشند، پناه می برم.

اما  باز با این همه تنهایی امیدوارانه به دیدار تو خرسندم.

ای عشق، ای منجی جاودانه، ای همیشه ماندگار، با من بمان برای همیشه. چرا که با این همه تنهایی، تنها به امید وصالت تا آخرین روز حیات جاودانه خواهم زیست.

آری، آنگاه که آدمی را اندیشه ای جز مرگ نیست، عشق تنها بهانه ایست برای دوباره زیستن.

 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 |

آرزوی وصال

آسمان آبی نگاه تو ، دریایی از عشق است برای غنچه های پژمرده دلم و سرزمینی پر از آرامش برای مرغ مینای بیقرار دلم .قصه تنهایی ام را در تاریکی شب با تو در میان می گذارم .
لابه لای نسترنهای باغ رویایم ، دستان گرمت را جستجو می کنم و من امروز طلوع صداقت را در میان انبوه تاریکیها باور کردم و به غریبانه بودن اشکهایت در خزان سادگی ایمان آوردم همراه با موسیقی باد به حیاط می روم و از باغچه ، یک دسته گل رز می چینم و آن را در سبد پر از گل آرزوهایم می کارم و با عشقی نو ، آن را به تو هدیه می دهم و در زیر آسمان بارانی ، فریاد می کشم :
     دوستت دارم                   اولين عشقم
لبخند ملیح وسبز رنگت راخواهانم چرا که صدای خنده تو ، تلاطم امواج ذهنم را آرامش می بخشد .
و این زیباترین ترانه است برای من !

و عشق هدیه ایست جاودانی. و من چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت را با هزار تمنا جستجو می کنم و قصه تنهایی را در آسمان آبی نگاهت در میان می گذارم. نسیم اشکی که در نگاهت موج می زد بارانی از عشق بود برای باغ رویاهایم و دلم چه بی قرار برای نگاه عاشقت می تپد. در دل شب های تاریک وجودم به جستجوی روشنایی شمع وجودت می گردم. به آفتاب گردانی می مانم که هر صبح به امید آفتاب  وجود تو سر از خواب بر می دارد. و خوب می دانم بی تو گلبرگهای نازک وجودم را باد سرد خزان در هم فرو می ریزد و جوانه های ناشکفته امیدم به دور از تو می خشکند. اما با این اوصاف می دانم  قلبم کوچک تر از آنی است که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشد اما در سکوت پر از فریاد خود می گریم و می گویم با همین قلب کوچک به وسعت تمام خوبی ها و سادگی هایت دوستت دارم...

پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 |



شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد... چرا شيشه شكست؟

مادر مي گويد: شايد اين رفع بلاست...

يك نفر زمزمه كرد : باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد، شيشه ي پنجره را زود شكست...

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد...

تكه اي از آن را برمي داشت و مرهمي بر دل تنگم مي شد...

اما امشب ديدم...

هيچ كس هيچ نگفت، غصه ام را نشنيد...

از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟

دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا...؟؟!!

ورودی های وبلاگ

www.sun-wife.blogfa.com
www.sun-wife.coo.ir

soroor_7779@yahoo.com

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
ღღصبا جونمممممممღღ
ღღمیعادگاه- امید و صباღღ
ღღ دنیای تصویر ღღ
ღღگذشت روزگار-مجتبیღღ
ღღسه قلوهای افسانه ایღღ
ღღ سخاوت ღღ
ღღ آرش و آروین عزیز ღღ
ღღیه کوچولو و اقاییش ღღ
ღღعشق پاییزی-دنیا جونღღ
ღღبابای ها و نی نی هاღღ
9ღღ ماه و 9روزღღ
ღღوفا- یاسینღღ
ღღ قلب گمشده- آرانღღ
Ho3in sayahi
ღღ اشک انتظار - مهدیღღ
ღღزندگی- مانی جونღღ
ღღ چشمان مقدس تو-چشم بادومیღღ
ღღساحل آرامش-سوسنღღ
ღღکلبه احساسات منღღ
ღღخط سرخღღ
ღღممولღღ
ღღستاره جونممممممღღ
ღღدریای آرام_نگارღღ
ღღوبلاگ هواداران رضایا(سانازممممممم)ღღ
ღღرپکده(سانازممممممم)ღღ
ღღروزنوشتهایی چند...(سانازممممممممم)ღღ
ღღعکس برتر سال زبان تصویر و عکسهای دیدنیღღ
ღღگاه نوشته های ح ا م دღღ
ღღآریا جونღღ
ღღهر چه میخواهد دل تنگت بگوووووو-کیا جونღღ
ღღنگین سبز-مهدی مهربون ღღ
ღღ دل تنگی- مسافرღღ
ღღبه سوی افتخار-حمیدღღ
ღღسکوت ღ عشقღღ
ღღ رویای خیس یک مرد بارانی-آشناترین غریبهღღ
ღღگندم زار دل من-شیما جون ღღ
ღღیادبگذشته به دل ماندودریغ -نازنینღღ
ღღدفتر عشق-مهدی ღღ
ღღیه عاشق - آرزو ღღ
ღღسکوت عشق ღღ
ღღسلطان غم هاღღ
ღღکامی جونღღ
ღღرومیناღღ
ღღتلاطم-میترا و مهساღღ
ღღحریم عشق-طراوت جون ღღ
.::|عشق | يعني | معني | رنگين كمان|::.
ღღمهربانی ها کجاست؟- رامینا ღღ
ღღدلتنگیهای شکوهღღ
ღღگلهاااااااااااا....- لیوسا ღღ
ღღتنهای تنها ღღ
ღღبه نام تك صليب كليساي عشق ღღ
ღღآموزش تخصصی گریم-سوزی جونممممღღ
ღღحسن ღღTITAN
ღღعشق بی پایان 2 - فرزاد جون ღღ
ღღعرفان گلیღღ
ღღفاطمه و سیاوش خیرابی ღღ
ღღوبلاگ افتخاری مصطفی زمانیღღ
ღღمیثم - بچه های آسمانღღ
ღღالناز جون & نرگس جونღღ
ღღبیچاره ترینم - مهدیღღ
ღღتنها دختر خسته شهر-رزا جونمღღ
•۞.•*هواداران بازیگران کره ای•۞.•*
نبض سکوت
قالب وبلاگ


Designed By ParsTheme