|

کاش بودی و با من درد دل میکردی ؛ کاش بودی و مثل گذشته به من امید
میدادی.... مرا با ان صدای مهربانت آرام میکردی ؛ مرا با آن کلام رویاییت
درمان میکردی.... همان کلامی که گویا مدتی است فراموش کرده ای
و دیگر بر زبان نمی آوری.... اما من هنوز هم به تو میگویم آن کلام مقدس را .....!
دوستت دارم عزیزم... زندگی بدون تو همین است .... دلتنگی ؛ غم ؛ غصه ؛
گریه ! زندگی بدون تو همین است .... یک دل ابری و گرفته و یک عالمه درد در
دل! همانی قلبی که با حضورت یک خانه سرخ و پر از صفا و صمیمیت شده بود
اینک یک ویرانه شده ؛ که در آن ویرانه یک پنجره شکسته و بسته رو به خوشبختی
یک قاب شکسته از عکس تو و یک دنیا دلتنگی است......
دلم بدجور گرفته است ؛ دلی که دیگر حتی با بهانه های چشمانم نیز آرام
نمی شود! چشمانم از من شاکی اند ؛
قلبم مرا نفرین میکند و دستانم تشنه گرفتن دستان مهربان تو اند!

|