|
ميتوني كمكم كني؟!مي خوام بدونم عشق چيه؟؟ اصلا واقعي هست يا نه؟! از تو مي پرسم چون تو بهتر از همه منو مي فهمي... دركم مي كني... چون تو، توي وجودمي، پس به سوالام جواب بده.... ! :
اگه عشق واقعي نيست پس چرا مردمت براي از دست دادنش خودكشي مي كنن؟! اگه عشق واقي نيست پس اون احساسي كه دربارش با هم حرف مي زنيم اسمش چيه؟!
اگه عشق واقعيه پس چرا پيداش نمي كنم؟!
چرا تنها چيزي كه حس مي كنم نفرته؟!
اگه عشق واقعيه پس چرا از اين ناكجا هاي وحشتناك هنوزم نمي تونم فرار كنم؟! چرا جنس تنهايي من از وحشته؟!
مي دوني...؟ تو اين دنيايي كه ساختي هيچ عشقي نيست... هيچي...!
اينا اون چيزايي اند كه مي بينم:
پستي ها و دروغا... اون نقاباي مسخره شونو... تظاهرا و خيانت ها شونو...
انعكاس وحشت انگيز خنده هاي وحشيانه شونو...
مي بيني؟ دستام هنوزم مي نويسن... قلبم هنوز مي تپه....
من عشق مي خوام... يه عشق واقعي و پاك...
عشق ورزيدن به مردمتو دوست ندارم... عشق اونا تو جهنم نيازاشون گم شده....
اما خودتم مي دوني كه بي عشق نمي شه زندگي كرد...
كاش مردمت معني عشق واقعي رو بفهمن...
كاش قلبا اونقدر بزرگ بشه كه واسه وارد شدن بهشن نخوايم خودمونو كوچيك كنيم....

عميق ترين درد در زندگي
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي در برابر رودي است که از چشمانت جاري است.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن ها تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن يک همراه واقعي است که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلکه يخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

|